
ریختر پیانیست روسی بود که در کنار بزرگانی چون داووید اویستراخ و روستروپویچ مثلث هنری ای را تشکیل می دادند، همانند آرتور روبنشتاین، گرگور پیاتیگورسکی و یاشا هایفتز که مثلث هنری موسیقی کلاسیک در آمریکا بودند؛ عجیب نیست که با این اوصاف، در زمان جنگ سرد، این هنرمندان بصورت غیر مستقیم، وسیله ای برای قدرت نمایی هنری روسیه و آمریکا بودند.
با این حال موزیسین های برجسته دنیا در ستایش از ریختر جملات زیادی گفته اند که می خوانیم:
پیرو راتالینو (Piero Rattalino) منتقد برجسته ایتالیایی:" در تاریخ اجرای پیانو تنها Franz Liszt ،Ferruccio Busoni را میتوان در کنار ریختر قرار داد."
گلن گولد پیانیست برجسته معاصر میگوید: "(ریختر) قویترین موزیسین موجود در دوره معاصر!"
وان کلیبورن (Van Cliburn) پیانیست مشهور امریکایی، در سال 1958 در یکی از کنسرتهای ریختر در شوروی سابق شرکت نمود. وی هنگام نوازندگی ریختر میگریست و وقتی به آمریکا برگشت نوازندگی وی را چنین توصیف نمود: "قدرتمندرین نوازندگی پیانویی که تا بحال شنیده ام!"
آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein) قدرت و احساس نوازندگی ریختر را چنین توصیف مینماید: "اصلا اتفاق غیر منتظره ای رخ نداد اما در یک جا متوجه شدم تا چشم هایش مملو از اشک شده و آرام از گونه هایم پایین می آید."
هنریچ نیهاوس (Heinrich Neuhaus) در مورد وی میگوید:" وی توانایی خارق العاده ای در به نمایش گذاردن تمامی اجزا را داشت و هیچ موفع از کوچکترین جز یک قطعه چشم پوشی نمی نمود؛ همانند عقابی برفراز آسمانها که دور دستها را میبیند و بر کوچکترین جزئیات بر روی زمین نیز احاطه دارد."
دیمیتری شوستاکوییچ (Dmitri Shostakovich) آهنگساز شهیر : "ریختر را باید شاهکار طبیعت دانست. سرشار از نبوغ و استعداد. هر چه را که از هنر موسیقی باید بخواهیم میتوان در وی جست."
ولادیمیر اسفرنتسکی (Vladimir Sofronitsky) پیانیست روسی از ریختر بعنوان نابغه یاد میکند و وی را خدای خود در نوازندگی میدانست.
ولادمیر هارویتس (Vladimir Horowitz) در مورد ریختر چنین میگوید:" در میان پیانیست های روسی من تنها ریختر را دوست دارم"
پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی :"توانایی وی در نوازندگی فراتراز امکاناتی بود که پیانو میتوانست به وی بدهد! نمونه ای از استادی کامل در ساز."
منبع:گفتگوی هارمونیک
+ نوشته شده در ساعت   توسط پیانیست کوچولو

برای اینکه بهترن نقطه برای قرار دادن پیانو را در خانه پیدا کنید، لازم است بدانید که کجا نباید این ساز را بگذارید. در این مطلب شما را راهنمایی می کنیم تا یک جای کاملاً مناسب برای پیانو خود پیدا کنید.
دمای هوا و محیط
برای پیدا کردن یک جای مناسب برای پیانو، لازم است که در مورد دمای هوا و محیطی که می خواهید پیانو را در آن قرار دهید کاملاً دقت کنید... نکته خیلی مهم این است که پیانو باید در یک دمای ثابت قرار بگیرد. پیانو نباید جایی باشد که دمای آن مدام عوض شود. (شبها سرد و در طول روز گرم و یا بالعکس...). عزم خود را جزم کنید تا اتاقی را انتخاب کنید که دمای سیستم گرمایی آن در زمستان پایین و در تابستان خیلی گرم نباشد.
دمای ثابتی حدود 20 سانتیگراد و درصد رطوبت بین 45 و 60 درصد مناسبترین دما است. می توانید یک رطوبت سنج خریداری کنید و به دیوار بچسبانید تا از میزان رطوبت و دما اطلاع پیدا کنید.
سیستم های حرارت مرکزی
دشمن شماره یک پیانو!
قبل از اینکه سیستم های حرارت مرکزی اختراع شوند، پیانو کمتر احتیاج به کوک داشت و طول عمر بیشتری هم داشت! سیستم های حرارت مرکزی هوا را خشک می کند و رطوبت را از داخل چوب پیانو بیرون می کشد. این مشکل بسیار بزرگی است چرا که بسیاری از قسمتهای پیانو ساخته شده از چوب است.
وقتی بخاری در طول شب خاموش است، رطوبت بالا می رود، وقتی که دوباره در روز روشن می شود، رطوبت دوباره پایین می آید. این تغییرات در رطوبت باعث انقباض و انبساط در چوب شده و صدای پیانوی شما را عوض می کند. به مرور، مشکلاتی مثل اشکالات در پیچهای کوک، صغحه صدای ترکدار، بریدج چند تکه شده، چکشهای لق و از کلیدهای جدا شده میتواند رخ دهد!
سیستم گرمایشی باعث ایجاد ترک در صفحه صدا می شود و صفحه صدای ترک خورده باعث تولید نویز در صدای پیانو میشود. در موارد حاد، میتواند صدای پیانو را کاملاً بی روح کند. سیستم های گرمایش تخته پیچ را خشک می کنند. این مسئله باعث باز شدن پیچهای کوک که سیم ها را با فشار زیاد نگه می دارند می شود. در نتیجه پیانو شما روی کوک نخواهد ماند.
پیانو خود را از منبع گرما دور کنید
تا آنجایی که می توانید پیانو را از رادیاتور، بخاری و هر نوع سیستم گرمایی دور کنید. هیچ وقت پیانو را در اتاقی که بالای شوفاژخانه قرار دارد نگذارید، اتاق هایی که دارای سیستم گرمایشی زمینی هستند هم اصلاً مناسب نیستند. چرا که کاملاً پیانو شما را خراب می کنند. اگر شما در تمامی نقاط خانه از سیستم گرمایشی زمینی استفاده میکنید باید زیر پیانو فرش پهن کنید، این فرش میتواند یک جور محافظ برای پیانو شما باشد.
نور آفتاب لذت بخش است، اما پیانو هیچ علاقه ای به آفتاب گرفتن ندارد!
نور مستقیم که از پنجره وارد اتاق می شود می تواند برای پیانو مشکل ساز باشد. جدا از ایجاد اختلال در میزان رطوبت، نور مستفیم آفتاب میتواند باعث یک مسئله جدی دیگر شود. کم رنگ شدن ساز و...
اگر پیانو شما در معرض مستقیم آفتاب قرار بگیرد- حتی برای چند روز- چوب آن شروع به کم رنگ شدن می کند. رنگ های براق پلی استر هم اگر برای مدت طولانی زیر نور مستفیم خورشید قرار بگیرند خراب می شوند. راه حل چیست؟! پیانو خود را از پنجره آفتابگیر است دور کنید و یا روی پیانو خود کاوری قرار دهید تا از آن محافظت کند.
آشپزخانه تهدیدی دیگر
اگر شما آشپزخانه اُپن دارید، تا جایی که می تواانید پیانو خود را از آشپزخانه دور کنید. خیلی افراد پیانو خود را دقیقاً کنار آشپزخانه اُپن قرار میدهند. بخار غذا جذب چوب پیانو شده، در نتیجه درصد زیادی از رطوبت را به خود می گیرد؛ این اتفاق باعث بروز بسیاری از مشکلات مانند: کند شدن و چسبیدن کلیدها، چکشها و سست شدن دمپر ها و منبسط شدن نمد ها می شود. این رطوبت بیش از حد می تواند باعث خراب شدن پین ها، بریج و سیم های پیانو شود.
اگر علی رقم تلاش شما برای آسیب ندیدن پیانوتان، دچار مشکل شدید، از فردی که پیانو شما را کوک می کند بخواهید یک دستگاه مرطوب کننده داخل پیانو شما قرار دهد تا مقداری رطوبت وارد چوب پیانو شود. اگر مشکل شما رطوبت است از دستگاه کاهش دهنده رطوبت داخل پیانو استفاده کنید.
باد سرد به پیانو آسیب می رساند
اگر پیانو شما در کنار پنجره و یا در خروجی خانه قرار دارد که سرما از آنها و یا درز پنجره و در وارد می شود، مراقب باشید! پیانویی که در معرض وزش باد سرد و یا به اصطلاح سوز سرما قرار بگیرد، کلیدها در آن منقبض می شوند، دمپرها از کار می افتند و بسیاری مشکلات دیگر به وجود خواهد آمد که کار پیانو شما را مختل می کند. پنجره های دو جداره میزان این مشکل را کاهش می دهد.
کدام اتاق بهترین مکان برای قرار دادن پیانو است؟
بعضی افراد که شانس داشتن اتاق مخصوص ساز دارند که خوش به حالشان! در غیر این صورت، اتاق غذا خوری می تواند بهترین مکان برای قرار دادن پیانو باشد. در اتاق غذا خوری میزان رطوبت ثابت است و دمای آن نسبت به جاهای دیگر خانه پایین تر است.
فراموش نکنید!
پیانو را نباید در این مکان ها قرار ندهید:
• کنار پنجره ای که اشعه آفتاب و یا باد سرد از آن وارد شود.
• کنار در خروجی خانه.
• کنار و یا جلوی رادیاتور، بخاری و سیستم های گرمایی دیگر.
• در اتاقی که سیستم گرمایشی زمینی دارد.
• در نزدیکی آشپزخانه اُپن.
• کنار و یا زیر کولر.
• در گاراژ، زیرشیروانی و یا انباری.
منبع: ukpianos.co.uk
+ نوشته شده در ساعت   توسط پیانیست کوچولو
.jpg)
یک تعریف ساده برای سونات می تواند به اینصورت باشد : "قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود". اما فرم و نحوه تنظیم سونات از قرن هفدهم تا کنون در مقاطع مختلف زمانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است که سعی می کنیم در این نوشته به توضیح آن بپردازیم.
ریشه و مبدا پیدایش
سونات یا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ریشه لاتین - ایتالیایی به معنی صدا دادن و نواختن (to sound , to play) است که در موسیقی برای قطعه ای بکار برده می شود که شما در آن تضاد را می توانید احساس کنید.
این اصطلاح موسیقی در قرن هفدهم هنگامی که بتدریج موسیقی آوازی (Vocal) از موسیقی سازی (Instrumental) جدا شد، مورد استفاده قرار گرفت. پیش از دوران کلاسیک از این اصطلاح برای بسیاری از فرم های موسیقی بدون کلام استفاده می شد، به همین دلیل نوعی ابهام در درک از معنی و مفهوم سونات در این دوره ها مشاهده می شود که به تدریج با پیداش و گذر دورهای مختلف موسیقی، سونات شخصیت خاص خود را پیدا کرد و به آنچه ما امروز می شناسیم تبدیل شد.
پایه گذاری فرم سونات در دوران کلاسیک آنقدر محکم و دقیق انجام گرفت که بتدریج در دوران رمانتیک این فرم توانست مبدا پیدایش انواع فرمهای موسیقی ارکسترال و کنسرتی - مانند سمفونی - شود. از جمله اولین آهنگسازان بزرگی که بنای سونات به معانی امروزی را پایه ریزی کردند می توان به هایدن، موتزارت و بتهوون اشاره کرد.
فرم های دوتایی و سه تایی
برخی از سونات ها دارای بخشهای دو قسمتی هستند (دقت کنید نه به معنای دو موومان) ، به اینصورت که در قسمت اول موسیقی، آهنگساز پس از جا انداختن یک گام مشخص به سمت گام جدیدی مدولاسیون می کند و در قسمت دوم از گام جدید به گام اولیه باز می گردد و آن بخش از موسیقی را به پایان می رساند.
به فرم نوعی از موسیقی که این حالت در آن رعایت می شود، فرم دوتایی یا Binary گفته می شود، معمول بر این است که از لحاظ اندازه این دوقسمت با یکدیگر مساوی باشند. دقت کنید که فرم Binary ممکن است در یک یا چند موومان و یا حتی بخشی از یک موومان اجرا شود.
در بسیاری دیگر از موارد نیز آهنگساز ترجیح می دهد تا برای ساخت سونات از ساختارهای سه بخشی استفاد کند که در اینصورت بخش اول را عینآ و یا با تغییر مختصری پس از قسمت دوم می آورد، به این فرم، فرم سه تایی یا Ternary گفته میشود.
مدولاسیون
مدولاسیون برای فرار از یکنواختی و همچنین ایجاد تضاد جزء جدا نشدنی سونات محسوب می شود. در فرم های استاندارد، اگر سونات در یک گام بزرگ شروع شود هنگام مدولاسیون به گامی بزرگ در فاصله پنجم پایه می رود و اگر گام اصلی کوچک باشد به گام بزرگ نسبی مدولاسیون می شود. بنابراین برای مثال اگر قسمت ابتدایی سونات در دو ماژور باشد به سل ماژور مدولاسیون می گردد و اگر در دو مینور باشد به می بمل ماژور.
لزومی ندارد که آهنگساز به یکباره عمل مدولاسیون را انجام دهد و یا اینکه تنها همین دو مدولاسیونی را که از آنها نام بردیم بکار ببرد. ممکن است آهنگساز در میان قسمتها نیز مدولاسیون های کوچک انجام دهد. بعنوان مثال ممکن است از دو ماژور برای مدت کوتاهی به ر بمل ماژور برود، سپس به ر ماژور و پس از آن تازه به گام فاصله پنجم یعنی سل ماژور.
مثال دیگر سونات پاتتیک بتهوون است که در آن آهنگساز قبل از رفتن به می بمل ماژور به دو ماژور می رود و سپس به دو مینور بازگشته به می بمل ماژور می رود.
کنتراست و تضاد
آهنگساز در عین استفاده از غالب های دوتایی و یا سه تایی، باید مد نظر داشته باشد در موسیقی او یک بخش شرح اولیه (exposition)، یک قسمت بسط و توسعه که در تضاد با قسمت اول است (development) و در نهایت یک قسمت تکرار و یادآوری اولیه (recapitulation) گنجانده شده باشد.
در قسمت توسعه (development) معمولآ ایده های موسیقی اصلی با حالتی متضاد از لحاظ ریتم، ملودی و ... اولیه نوشته می شود. در این قسمت آهنگساز می تواند برخلاف اکسپوزیشن با تنالیته بازی کند، چرا که نیازی به تلقین آن به شنونده را ندارد.
از نکات بارزی که در development باید رخ دهد آن است که موسیقی باید به نقطه اوج خود یا همان Climax برسد. آهنگساز می تواند در development نیز از تکرار استفاده کند و سپس در قسمت recapitulation به یادآوری تم اولیه سونات بپردازد.
قسمت های دیگر
سلیقه یک آهنگساز ممکن است باعث شود تا به یک سونات قسمتهایی مانند مقدمه و یا برگشت های بزرگی از نوع کدا (Coda) هم اضافه شود. وظیفه مقدمه آشنا سازی شنونده با تنالیته بدور از تمپوی قسمت اکسپوزیشن و یا تم اصلی قطعه است.
نکته ای که در انتها باید به آن اشاره شود آن است که مواردی که در بالا به آنها اشاره شد اصول و قالب اولیه تهیه یک سونات هستند و آهنگساز ممکن است با توجه به سلیقه خود هر مقدار که بخواهد از چهارچوب اولیه خارج شود.
سونات آلگرو
بسیاری از سوناتهای زیبای موتزارت و بتهوون که ما می شناسیم (همچنین بسیاری از سمفونی ها) حالت سونات آلگرو دارند. پایه گذار اصلی این فرم موسیقی هایدن است و بصورت کلی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود.
1- مقدمه : معمولآ تمپوی آرام دارد و ممکن است از تعداد کمی میزان (حتی صفر به معنی نداشتن مقدمه) تا بخش قابل توجهی از موسیقی را بخود اختصاص دهد. مقدمه معمولآ برای آشنایی گوش شنونده با کلید اصلی است اما این امکان هم وجود دارد که آهنگساز برای اتصال آن به کلید اصلی، توجه بیشتری به گامی که در فاصله پنجم کلید اصلی دارد را داشته باشد.
هیچ دلیلی وجود ندارد که آهنگساز تم هایی را که در مقدمه استفاده می کند در قسمت های بعدی دوباره مورد استفاده قرار دهد، در واقع انجام این کار بندرت توسط آهنگسازان مشاهده شده است.
استفاده از مقدمه برای یک سونات وزن موومان را بالا میبرد، مقدمه یک سونات در تکرارهای داخلی آورده نمی شود و تنها ممکن است آهنگساز آنرا در کدا (Coda) دوباره تکرار کند.
- Exposition : همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم تم اصلی و مواد اولیه برای موسیقی در این قسمت آورد می شود. در سوناتها آلگرو این قسمت باتموپوی آلگرو - یا نزدیک به آن - اجرا می شود و معمولآ از سه قسمت کوچکتر تشکیل شده است که می توانند تکرار هم داشته باشد.
اول از همه قسمتی است که در آن موضوعی مطرح می شود. این موضوع در کلید اصلی موسیقی قرار دارد و شامل یک یا بیشتر تم است.
قسمت دوم مسیر گذر به گام جدید است. این قسمت ممکن است شامل یک پاساژ برای رسیدن به پل (Bridge) باشد که در آن مدولاسیون انجام می شود.
و بالآخره قسمت سوم که بخش پایانی نام دارد و هدف آن تاکید بر روی گام جدید است، آهنگساز آزاد است که از مواد ملودیک قبلی استفاده کند و یا تم های جدیدی را معرفی نماید.
3- Development : این قسمت معمولآ با همان گامی که اکسپوزیشن در آن تمام شده است شروع می شود و آزاد ترین قسمت سونات محسوب می شود. آهنگساز می تواند به هر مقدار که بخواهد مدولاسیون انجام دهد و از هر تعداد تمی که بخواهد در آن استفاده کند. محدودیتی در تعداد میزانها ندارد و تمپوی آن معمولآ نزدیک به آندانته (Andante) انتخاب می شود.
قسمت بسط و توسعه می تواند فراز و نشیب های زیاد در ریتم، ملودی و دیگر المانهای موسیقی داشته باشد و همانطور که گفتیم Climax موسیقی در اینجا باید رخ دهد. مجموعه عواملی که بر شمردیم بعلاوه تمپوی پایین تضاد قابل ملاحظه ای را میان این قسمت و دو بخش اطراف خود ایجاد می کند. به قسمتی از این بخش Development آپاسیوناتا گوش کنید :
- Recapitulation : در این قسمت آهنگساز به تکرار و یادآوری قسمت Exposition می پردازد. ممکن است تغییراتی هم در آن اعمال کند اما آنقدر نیست که شنونده نتواند متوجه شود که این همان قسمت اول سونات است.
همانطور که اشاره کردیم ممکن است آهنگساز در انتهای Recapitulation از یک برگشت بزرگ به ابتدا استفاده کند و یا نه در صورت نیاز قطعه را به گونه ای به اتمام برساند که برای اتصال به موومان بعدی آماده شود.
از مفیدترین روشها برای شناخت بهتر فرم در موسیقی آن است که پس از آشنایی با چهار چوبهای تئوریک فرم، یکی از قطعات را بعنوان مدل انتخاب کرده بارها گوش کنید و پس از آشنایی با موسیقی، بر روی نت آن اقدام به تحلیل و آنالیز فرم نمایید، برای مثال سعی کنید بر روی سونات پاتتیک همین کار را انجام دهید.
منبع:گفتگوی هارمونیک
+ نوشته شده در ساعت   توسط پیانیست کوچولو

ریختر پیانیست روسی بود که در کنار بزرگانی چون داوویداوستراخ و روستروپویچ، مثلث هنری ای را تشکیل می دادند، همانند آرتور روبنشتاین، گرگور پیاتیگورسکی و یاشاهایفتز که مثلث هنری موسیقی کلاسیک در آمریکا بودند؛ عجیب نیست که با این اوصاف، در زمان جنگ سرد، این هنرمندان بصورت غیر مستقیم، وسیله ای برای قدرت نمایی هنری روسیه و آمریکا بودند.
با این حال موزیسین های برجسته دنیا در ستایش از ریختر جملات زیادی گفته اند که می خوانیم:
پیرو راتالینو (Piero Rattalino) منتقد برجسته ایتالیایی:" در تاریخ اجرای پیانو تنها Franz Liszt ،Ferruccio Busoni را میتوان در کنار ریختر قرار داد."
گلن گولد پیانیست برجسته معاصر میگوید: "(ریختر) قویترین موزیسین موجود در دوره معاصر!"
وان کلیبورن (Van Cliburn) پیانیست مشهور امریکایی، در سال 1958 در یکی از کنسرتهای ریختر در شوروی سابق شرکت نمود. وی هنگام نوازندگی ریختر میگریست و وقتی به آمریکا برگشت نوازندگی وی را چنین توصیف نمود: "قدرتمندرین نوازندگی پیانویی که تا بحال شنیده ام!"
آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein) قدرت و احساس نوازندگی ریختر را چنین توصیف مینماید: "اصلا اتفاق غیر منتظره ای رخ نداد اما در یک جا متوجه شدم تا چشم هایش مملو از اشک شده و آرام از گونه هایم پایین می آید."
هنریچ نیهاوس (Heinrich Neuhaus) در مورد وی میگوید:" وی توانایی خارق العاده ای در به نمایش گذاردن تمامی اجزا را داشت و هیچ موفع از کوچکترین جز یک قطعه چشم پوشی نمی نمود؛ همانند عقابی برفراز آسمانها که دور دستها را میبیند و بر کوچکترین جزئیات بر روی زمین نیز احاطه دارد."
دیمیتری شوستاکوییچ (Dmitri Shostakovich) آهنگساز شهیر : "ریختر را باید شاهکار طبیعت دانست. سرشار از نبوغ و استعداد. هر چه را که از هنر موسیقی باید بخواهیم میتوان در وی جست."
ولادیمیر اسفرنتسکی (Vladimir Sofronitsky) پیانیست روسی از ریختر بعنوان نابغه یاد میکند و وی را خدای خود در نوازندگی میدانست.
ولادمیر هارویتس (Vladimir Horowitz) در مورد ریختر چنین میگوید:" در میان پیانیست های روسی من تنها ریختر را دوست دارم"
پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی :"توانایی وی در نوازندگی فراتراز امکاناتی بود که پیانو میتوانست به وی بدهد! نمونه ای از استادی کامل در ساز."
نگاهی به سالهای پایانی زندگی ریختر:
بر خلاف علاقه بسیار وی بر اجرای کنسرتهای عمومی و حضور بی شمار تماشاچیان در اواخر عمر و در زمانی که به بلوغ بالایی از نوازندگی رسیده بود از اجراهایی به این صورت متنفر شد و اگر کنسرتی هم برگزار میشد در سالنهایی تاریک که تنها نور کمی به نت تابیده میشد به اجرای برنامه میپرداخت.
وی در آن دوره بیان داشت که بهترین روش توجه به موسیقی از سوی حضار نیز همین است تا اینکه شنونده بجای گوش دادن به موسیقی معطوف ادا و شکلکهای نوازنده و یا حرکاتش شود!
اما در سال 1986 شاید بتوان علاقه و میل دورنی ریختر به مردم و کشورش را دید. بیش از 150 کنسرت در طی شش ماه و حتی اجرا در دهکده هایی دور افتاده که حتی سالنی برای اجرا هم نداشتند و در اوخر عمر نیز کنسرتهای خیریه و مجانی برای عموم علاقمندان اجرا مینمود.
در اواخر دهه 80 تکنیک وی رو به زوال رفت؛ مشکلات قلبی و کهولت سن باعث شده بود تا وی نتواند مهارتهای خود را همانند سابق نشان بدهد اما این نوازنده نبوغ و استعداد ذاتی خود را در اجرایی در سال 1995 نشان داد، وقتی که وی برخی از سنگین ترین قطعات پیانو را اجرا نمود، قطعاتی چون : Maurice Ravel's Miroirs cycle, Sergei Prokofiev's Second Sonata و Frederic Chopin's etudes و Fourth Ballade
در سال 1994همراه با ارکستر سمفونیک شینسی ژاپن سه کنسرتو از موزارت را به رهبری Rudolf Barshai ضبط نمود که آخرین ضبط وی بود. آخرین اجرای ریختر در یک جمع دوستانه در 30 مارس 1995 انجام شد که که این قطعات را اجرا نمود: two Haydn sonatas و Max Reger's variations and fugue on a theme by Beethoven و اجرای قطعه ای برای دو پیانو همراه با نوازنده دیگری به نام Andreas Lucewicz.
این نابغه دنیای نوازندگی پیانو در اول اگوست سال 1997 و در بیمارستان مرکزی در مسکو چشم از دنیا برگشود.
منبع:گفتگوی هارمونیک
+ نوشته شده در ساعت   توسط پیانیست کوچولو

اسویتوسلاو ریختر (Sviatoslav Teofilovich Richter) در آگوست سال 1915 از پدری آلمانی و مادری روس در شهر Zhytomyr شوروی سابق (اکراین امروزی) بدنیا آمد. وی را بعنوان یکی از برترین نوازندگان پیانو در قرن بیستم یاد میکنند. موزیکالیته و تکنیکی ستودنی و همچنین رپرتوار گسترده ای که داشت مورد شگفتی و تحسین همگان بود.
وی دوران کودکیش را در اودسا گذراند. پیانو را زیر نظر پدرش که نوازنده پیانو و ارگ بود یاد گرفت و دروس عمومی موسیقی را زیر نظر یکی از همکاران پدرش (نوازنده هارپ) فرا گرفت.
از همان دوران نبوغ خود را در موسیقی نشان داد و یکی از مزیتهای وی در آن دوران این بود که با قدرت بسیار بالایی توانایی در دشیفر (خواندن نت و نواختن به صورت همزمان) داشت که سبب شد تا با بسیاری از اپراهای و گروهای مختلف محلی بعنوان نوازنده همکاری نماید.
اولین اجرایش را در 19 مارس سال 1934 در اودسا برگزار نمود. تا آن وقت ریختر بصورت جدی فکری برای ادامه نوازندگی پیانو نداشت و حتی به دنبال تحصیلات آکادمیک هم نرفته بود تا اینکه سه سال بعد یعنی در 1937 وی نزد معلم و پیانیست برجسته آن زمان کنسرواتوار چایکوفسکی Heinrich Neuhaus رفت.
در مدتی که ریختر مشغول فراگیری پیانو بود Neuhaus بارها در میان جمع شاگردانش ریختر را به عنوان نابغه پیانو یاد مینمود. این نکته وقتی قابل تامل میباشد که بدانیم Neuhaus نوازندگان پیانو برجسته ای را همچون Emil Gilels و Radu Lupu به جهان معرفی نموده است. اما وی در مورد ریختر بیان میدارد: "شاگرد نابغه ای که در تمامی دوران زندگیم منتظرش بودم."
آنهم در زمانی که هنوز درسی به این شاگرد جوانش نداده بود پس میتوان متوجه شد تا چه حد استعداد ریختر بر استادش تاثیر گذار بوده است که چنین حرفی را در نبوغ و خلاقیت وی بر زبان آورده است.
بهر حال در کنار نوازندگی ریختر کارهایی در زمینه آهنگسازی نیز انجام میداد و گاهی اوقات نیز قطعاتش را برای استادش مینواخت اما بعد مدتی کوتاهی که در مسکو اقامت گزید، آهنگسازی را ترک نمود؛ هرچند شاید وی به این نتیجه رسیده بود که استعداد وی در نوازندگیست تا آهنگسازی!
در سال 1940 اولین کنسرت عمومی خودش را برگزار نمود و پس از آن با اجراهایی که داشت نظر بسیاری را به خود جلب کرد و بعنوان نوازنده ای محبوب در شوروی مطرح شد، هر چند مشکلات شخصیتی که ریختر داشت (تمایلات معطوف به جنس موافق) موجب شد تا وی بر زندگی خصوصیش دقت بیشتری داشته باشد تا موقعیت کاری اش را دچار مشکل ننماید.
در سال 1945 وی با خواننده سوپرانوی با نام Nina Dorliak شروع به فعالیت نمود و بعنوان همراه در برنامه های این خواننده شرکت مینمود که شامل آهنگهایی از Nikolai Rimsky-Korsakov بود.
ریختر و دورلاک هیچ وقت بصورت رسمی با همدیگر ازدواج ننمودند اما همکاری این دو به عنوان زوجی هنری پایدار ماند و خصوصیت شخصیتی ریختر هیچ موقع بر روی دورلاک تاثیر منفی نگذاشت، بلکه وی بدون توجه به این مسائل سعی کرد تا جدا از همکاری با وی، مدیر برنامه های ریختر نیز شود و یکی از عواملی که موجب شد تا ریختر بتواند فکرش را معطوف به فعالیت های نوازندگی اش نماید، شاید حضور شایسته دورلاک در زندگی وی میباشد.
در سال 1949 در مسابقاتی در شوری جایزه استالین را از آن خود مینماید که این امکان را به وی داد تا بتواند کنسرتهایی را در کشورش و اروپای شرقی و چین برگزار نماید (نکته قابل توجه در زندگی هنری اکثر نوازندگان و موزیسین های آن دوره تسلط حکومت کمونیستی بر شیوه فعالیتهای آنها بود) .
مهمترین اتفاقی که باعث شهرت جهانی ریختر شد، این بود که، Emil Gilels یکی دیگر از نوازندگان برجسته روس در آمریکا کنسرتهایی را برگزار نمود که مورد استقبال بسیار خوبی از طرف منتقدین قرار گرفت که وی این نکته را بیان داشت :"منتظر بمانید تا نوازندگی ریختر را بشنوید." و بالاخره در سال 1960 و با اجازه دولت وقت آن زمان وی توانست مجوز اجرا را در غرب بدست آورد و 15 اکتبر 1960 و در شیکاگو وی دومین کنسرتو از برامس را همراه با ارکستر سمفونیک شیکاگو اجرا نماید.
اجرایی که سر و صداهای بسیاری از منتقدین را در آورد که همگان از نابغه ای سخن میگفتند. Claudia Cassidy یکی از مشهورترین منتقدین شیکاگو که همیشه با نگاهی ناخوشایند و پر کنایه از فعالیتهای دیگر هنرمندان مطلب و نقد مینوشت در مقاله اش کنسرت را اینطور توصیف مینماید: "در ابتدا ورود ریختر و ظاهرش نشاندهنده عدم تمایل و سستی وی بود که قابل انتقاد بود اما هنگامی که بر روی صندلی نشست و موسیقی آغاز شد در یک جمله باید گفت اجرایی برای تمامی دوران" که همان سال کنسرتهای وی درسرتاسر امریکا ادامه پیدا کرد.
اما همانند بسیاری از هنرمندانی که تحت سلطه سیاستهای دول کمونیستی بودند دیگر به کشورش بازنگشت.
در سال 1961 و برای اولین بار در لندن به اجرای قطعاتی از هایدن - پروکوفیف پرداخت که مورد نقد خصومت آمیز از سوی منتقدان انگلیسی قرار گرفت که حتی در جایی Neville Cardus منتقد معروف مجله منچستر گاردین نوشته بود که چرا باید نوازندگانی در سطح پایین همچون ریختر به لندن و برای اجرا دعوت شوند!
اما در 18 جولای همان سال وقتی ریختر دو کنسرتو پیانو از لیست را به اجرا در آورد نظر همگان کاملا عوض شد و وی را نوازنده ای ستودنی و جاودانه توصیف نمودند!
منبع:گفتگوی هارمونیک
+ نوشته شده در ساعت   توسط پیانیست کوچولو